سيگنال هايي كه از تو مي آ يد
جان انسان هايي را كه در شيشه مي ريزد دود مي كند
خودت مي دانستي به دردت نمي خورد!
اما گنجشكي كه يك بال يك بال
به شيشه ميزند چه عمرهايي را كه به باد نمي دهد
پسر!
مي بخشي كه كرم زندگي ات بودم
كشيده ي شما
به عرض صد سال سوت كشيد و هنوز مرا به ياد دانه مي اندازي
من صدا بودم بوووووووووووق!!
اما سيماي خال انگشت تو دودم كرد دووووووود!
اجدادم روي كابل هاي 1000ولت جزغاله شدند!
اخبار نوشت:
يك كرم مردني
توي صورت كرو كديلي بلند شد!!
اينگونه است كه ببر خيابان را پليس نمي گيرد
وزنان
شب ها از هود آشپزخانه فرار مي كنند
دنبال ببري كه با موتور در باد دووووووود مي شود...
جاذبه ات زمينم مي زند! خرابم مي كند!
پس باز كن شكمت را
تا در روده هاي تو جا بگيرد
انگلي كه ناف تورا ول نمي كند.
اين طور مي شود كه يك كرم
از گرماي شومينه مي خزد بالا:
«داااااالي!!
فرشته ي بزرگ!
فرشته ي كبير!
فرشته از دودكش ها پخش مي شود در شهر...»
و اخبار نوشت:
يك كرم مردني...
بوووووووووووووق!!